تبلیغات
حرفــــــــــــ دل - عاشـقان
حرفــــــــــــ دل
باز هم از چشمه لبهای من تشنه ای سیراب شد سیراب شد باز هم در بستر آغوش من رهروی در خواب شد در خواب شد
جمعه 1392/06/8 :: نویسنده : مهتاب

ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،

بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،

آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،

نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب



در مذهب عاشقان قرار دگر است

وین باده ناب را خمار دگر است

هر علم که در مدرسه حاصل گردد

کار دگر است و عشق کار دگر است






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 1392/06/15 14:51
che webe nazi
مهتاب ممنـونم عزیز..
پنجشنبه 1392/06/14 18:02
mahtab jon sherit aliii bodsalam b3 cheghadr naraert tolani bod ye sat dashgtam mikhondam
پنجشنبه 1392/06/14 18:01
mahtab jon sherit aliii bodsalam b3 cheghadr naraert tolani bod ye sat dashgtam mikhondam
مهتاب گـلــی جان مـــــــــــمنـونمــــــــــــــ *

یکشنبه 1392/06/10 00:05
شاید هنوز نمیدانی چه جایگاهی در قلبم داری

شاید هنوز نمیدانی که چقدر برایم عزیزی

که هنوز هم گهگاهی حس میکنم دلگیری ، حس میکنم از زندگی سیری

شاید هنوز نمیدانی به عشق تو در این دنیا ماندنی شده ام

اگر تو را نمیدیدم همان روز رفتنی شده بودم

گاهی حس میکنم خسته ای ، عشقم را باور نداری و دلشکسته ای

شاید هنوز نمیدانی با تو به باور عشق رسیدم ، هنوز به زیبایی تو در این دنیا ندیدم

گلی مثل تو را که دیدم از شاخه نچیدم ، تو را از ریشه در باغچه قلبم کاشتم

من این حس را داشتم که همیشه برایم سبز میمانی

تو به امید این عشق است که در قلبم همیشه میمانی

شاید هنوز نمیدانی قلبم را به نام تو کرده ام

هم احساس با احساس توام و همراه با نفسهای تو

شاید هنوز نمیدانی کسی نتوانسته دلم را از آن خودش کند

قلبی که برای تو میتپد چطور میتواند گرفتار کسی دیگر شود

و این روز ها و شبها و حال و روز من ، این دل با این انتظار و بی قراری های من

این لحظه و عشق و هوای نفسهای من با تو چه دلنشین است

آن غم و غصه ها ، آن تنهایی و بی وفاییها ، آن ها که دلم را شکستند

آنها که قدرم را نداستند و رفتند ؛همه رفتند و رفتند

گذشت و گذشت تا رسیدم به تویی که باعث شدی همه چیز را از یاد ببرم

و حالا این تویی که میشوی حسرتی در دلهای دیگران

این تویی که میشوی آرزویی برای دیگران ، این تویی که میشوی عشقمو و تمام وجودم

این افتخاریست برای قلب من ، من از آغاز هم با تو بودم

شاید هنوز نمیدانی خیلی چیزها را ، هنوز نمیدانی راز و این دل ناچیز را

هر چه باشد ، هر چه باشم،با توام و همیشه همراه تو ، یک عمر گرفتار تو

شاید هنوز نمیدانی که در این فصل انتظار به انتظارت

روبروی پنجره چشمانت نشسته ام و

میشمارم تک تک شبنم هایی که بر روی شیشه چشمانت جاریست

آرام باش ، شاید هنوز نمیدانی از عشقت دیوانه شده ام
مهتاب سلام بهنام جان ...

خیلی قـشنگ بود

مرســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ♥ عـزیز
شنبه 1392/06/9 23:41
ممنون...مرسی از حضورت عزیزم
مهتاب خـواهـش گلم ..
جمعه 1392/06/8 23:27
در کوچه عشق دنبال تو می گشتم. حقیقتش شب بود ترسیدم برگشتم!
مهتاب هع ..

مرسی مهگـــــــــــــــــل جـان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهتاب
نویسندگان
نظرسنجی
چه تغییراتی برای وبلاگم انجام بدم؟؟؟؟؟؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Music Code By: AvA

> ابزار پرش به بالا
دریافت کد جملات شریعتی
تصاویر زیباسازی نایت اسکین